خدا حافظی
سلام به همه دوستای گلم که هیچ وقت من رو تنهای تنها نذاشتید![]()
من نمیدونم چرا ولی میخوام از وبلاگ خدا حافظی کنم
.شاید دیگه
مثل همه چی که یک روز تمام میشن دوران من هم تمام شده باشه
باور کنید خیلی سخت هست که چند سال به یک چیز خودت رو عادت
بدی بد بخواهی ازش جدا بشی
برای همه شما آرزوی موفقیت میکنم![]()
خیلی دوستون دارم
.
خدا حافظ![]()
خدا حافظ همين حالا
همين حالا كه من تنهام
خدا حافظ به شرطي كه بفهمي تر شده چشمام
خدا حافظ کمی غمگین
به یاد اون همه تردید
به یاد اسمونی که منو از چشم تو می دید
اگه گفتم خدا حافظ نه اين كه رفتنت ساده اس
نه اينكه ميشه باور كرد دوباره اخر جاده اس....

شهر را باران زدم
چشم ها در حسرت ای کاش هایی خفته اند
که ای کاش آن ها باور می شدند
سینه ها در آتش عشقی گریزان ماندند
لب ها در حسرت سخن گفتن فراموش شدند
دلم در پی خاموشی شب ها شکست
عشق از ترس مبتلا شدن در دام نشست
خانه ی عاشق دل ویران شد
چشم ها گریان و سینه ها لرزان شد
آتش عشقی به جان افتاده است
درد بی درمان شفایی شده است
خانه ی دل گورستان شد با رفتنت
شهر را باران زدم برای دوباره دیدنت
به انتظار وصل تو به انزوا نشسته ام
زبس که ناله کرده ام غرور خود شکسته ام

![]()

تو گفته اي که صبر کن به روزگار انتظار
و من به خاطر دلت دل از همه گسسته ام

![]()

لباس غم به تن کنم اگر نيائي از سفر
ولي نيايد آن زمان که عهد خود شکسته ام

![]()

ببين اميد من شده فقط وصال روي تو
ببين که من در اين جهان به جز تو دل نبسته ام
سال نو مبارک
ببخشيد من يک مدت نيومدم
ولي خوب, سال جديد هم امد
اميدوارم سالي زيبا براي همه
شما عزيزان باشه راستي دوست
گلم خونه تکوني دلت يادت نره

![]()
یک نظر بر ابر کردم باریدن گرفت
یک نظر بر یار کردم نالیدن گرفت
تکیه بر دیوار کردم خاک بر فرقم نشست
خاک بر فرقش نشیند آنکه یار از ما گرفت

نمى دونم دوست دارم يا نه
نمى دونم اين عادته يا عشق
نمى دونم چيكار كنم با تو
نمى دونم چيكار كنم با عشق
كنارمى ، چقد ازم دورى
كنارتم ، چقد بهت نزديك
تو آشنا ، غريبه اى انگار
ستاره اى ، اما چقد تاريك
براى من كه عاشقم ، خوبى
براى من كه ساده ام ، زيبا
براى من كه ذره ام ، خورشيد
براى من كه قطره ام ، دريا
نمى دونم كه تا كجا ؟ تا كى ؟
گلايه رو بايد تحمل كرد
توى كدوم ترانه بايد مرد
تا يه غزل تو چشم تو گل كرد

قفس قفس براى من بالى
نفس نفس براى من پرواز
ولى نه با سكوت هر فرياد
ولى نه با گلوى هر آواز![]()
طلوع هر دوست دارم با من
غروب عاشقانه ها با تو
يكى ميون جاده ها گم شد
نمى دونم كه اون منم يا تو
دل میدم به دست غربت جایی که باشه محبت![]()
بی خیال هرچی تنهاست میدونم خدایی آن جاست
من تنها تو شب تار میزانم آروم رو گیتار
میخوام با خودم بمونم قدر تنهایی بدونم
دیگه نای موندنم نیست نفسهای بودنم نیست
دوست دارم امشب بمیرم تا که باز آروم بگیرم
همه مردم ترانه سازن نمیخوان با من بسازن
من آشفته و آزاد دوست برم تو غربت
کجا برم
جایی که آدم نباشه تنها خدا باهاشه
این تموم آرزومه که خدا پیشم بمونه![]()
دیگه بسته برای موندن![]()
تا که بودیم نبود کسی
گشت مارا غم بی هم نفسی
تا که خفتیم همه بیدار شدند
تا که مردیم همه یار شدند
قدر آن شیشه بدانید که هست
نه در آن موقع که افتاد و شکست
یا شبی چون اتش سوزان عشق در نهیب سینه خاموشت کنم
کاش از باغ خوش رویای تو کفتر اندیشه ام پر می گرفت
فارغ از اندیشه ی هجران و وصل
زندگی بی عشق از سر می گرفت
کاش احساس نیاز دیدنت
در وجودم چون وجودت دور بود
در دلم اتش نمی زد ان نگاه
کاش ان شب چشمانم کور بود

بگذار زندگی کنم٬بگذار زیر سایه مهربان وجودت٬بودن و وجود داشتن را
احساس کنم٬مرا بفهم...آرزوهایم را ببین٬کمی به من بیاندیش٬اجازه بده که زیر بارش نگاهت معنی هستی را درک کنم...ای بهترین یار...ای امید آینده مبهم٬باور کن که بدون تو این سرزمین قفسی بیش نیست٬این دریا...
این آسمان نقاشی بی احساسیست که نمی فهمد من دنیا را فقط با تو می خواهم٬من زندگی را٬عشق را با تو می خواهم٬با تو...
تو که همیشه می گریزی...اما ایرادی ندارد٬تحمل٬نخ رنگینی است که من در حاشیه همه اخلاقم کوک می زنم و از هیچ کس آدرس خشم را نمی پرسم...مهربانا به اشک هایم بیاندیش...


ای غروب تلخ و ای آسمان غبارگرفته٬ شما بر عشق من آگاهید.شما می دانید که من چقدر برای این گریزپای مهربان اشک ریختم.می دانید که مثل پادشاهی مغرور و زیبا بر قصر قلب من فرمانروایی می کند٬میدانید...شمل به همه رازهای من آگاهید...ولی من برای آرامش این سلطان بی جانشین باید از زندگیم بگذرم٬از همه هستی و مستی ام...از عشق٬از امید٬از رویاهای شیرین...ای خورشید که می روی تا در آنسوی مرزها ما را فراموش کنی٬به او بگو که چقدر دوستش دارم و چقدر محتاج آغوش گرمش هستم...ای ابرها٬برای من بگریید٬برای سرنوشت تلخ و شیرینم٬برای راه غم انگیز و شادی که در پیش گرفته ام...
دوستای گلم٬خیلی دلم گرفته٬دلتنگم...

برای من از عشق بگو...
چشم هایت برای من یک آسمان است٬یک آسمان احساس برای دوست
داشتن...همیشه در تعجبم٬تو چطور توانستی این عظمت هستی را٬این
ناشناخته عجیب را درک کنی؟تو چظور توانستی محبت را با تمام حقیقت
تلخ و شیرینش بشناسی؟تو چگونه عشق را فهمیدی؟برایم حرف بزن٬از
گذشته های دور بگو٬از آن زمان که قلبت با اشتیاق یک پرنده برای رویایی
می تپید٬برای من از شب هایی حرف بزن که مهتابش خاطره بود و
ستاره اش اشک٬برای من از عشق بگو...

چگونه می شود دستان عجیبی را
که پاک غرق و خواهش بود بخشکانی
چگونه می شود چشمان بی رنگ و صبوری را
که لبریز نیایش بود برنجانی
چگونه می شود از آبی چشمان دریا
دست برداری؟
بخوان با من بخوان ای هم صدای شام تنهایی
بخوان از بار دیگر با هم بودن
و از تکرار لبخندی که بر دل نور می پاشید
بخوان ای هم صدا با من
بخوام ای آشنای روزگار خوب دیرینم
...
نخواندی؟
باشد ای یکتای بی همتا
بمان با خویش
بخوان از خویش
بخوان از آنچه میدانی و من
بی شک نمی دانم
بمان با خویش
و من
با یاد و نام تو
دلم را زنده می دارم...

سلام بچه ها یکی از تنها ترین ها میره حلالم کنید خیلی به من لطف داشتید این مدت بای![]()
![]()
![]()

تو يعني گونه هاي غنچه اي را به رسم مهرباني ناز كردن
تو يعني كوچه باغ آرزو را به روي گام ياسي باز كردن
تو يعني وسعت معصوم دل را به معناي شكفتن هديه دادن
تو يعني بوته اي از رازقي را ميان حجم گلداني نهادن
تو يعني جستجوي آبي عشق تو يعني لذت سبز شكفتن
تو يعني قصه شوق كبوتر تو يعني لذت سبز شكفتن
تو يعني با تواضع راز دل را به يك نيلوفر بي كينه گفتن
تو يعني وسعتي تا بي نهايت تو يعني نغمه موزون باران
تو يعني تا ابد آيينه بودن براي خاطر دلهاي ياران
تو يعني در حضور نيلي صبح گلي را به بهار دل سپردن
تو يعني ارغواني گشتن و بعد هزاران دست تنها را فشردن
تو يعني مثل شبنم عاشقانه گلوي ياس ها را تازه كردن
تو يعني حجم روياي گلي را ميان كهكشان اندازه كردن
تو يعني پونه را زير باران ميان كهكشان اندازه كردن
تو يعني بي ريا چون ياس بودن و يا به شهر شبنم ها رسيدن
تو يعني انتظار غنچه ها را ميان شهر رويا خواب كردن
تو يعني غصه هاي زرد دل را به رنگ نقره مهتاب كردن
تو يعني در سحرگاهي طلايي به يك احساس تشنه آب دادن
تو يعني نسترن هاي وفا را به رسم مهرباني تاب دادن
تو يعني غربت يك اطلسي را ز شوق آرزو سرشار كردن
تو يعني با طلوع آبي مهر صبور و شوق آرزو سرشار كردن
تو را آن قدر در دل مي سرايم كه دل يعني ترا زيبا سرودن
فداي تو شقايق احساس و روياي بي آغاز سرودن
نمیدونید چقدر گشتم تا یک خر خوب وتنها پیدا کردم خیلی نازه نه![]()
از كوچه زيباي تو امروز گذشتم
ديدم كه همان عاشق معشوقه پرستم
يك لحظه به ياد تو در ان كوچه نشستم
ديدم كه ز سر تا به قدم شوق و اميدم
هر چند گل از خرمن عشق تو نچيدم
هر جا كه نشستم سخن از عشق تو گفتم
با اشك جگر سوز دل سخت تو سفتم
خاك ره اين كوچه به خار مژه رفتم
دل ميتپد از شوق كه امروز كجايي
شايد كه دگر باره از اين كوچه بيايي .....
نمیدونم خیلی حالم از خودم گرفته چه کنم
تقدیم به .......؟





















همه رفتند

همه رفتن کسی دور و برم نیست
چنین بی کس شدن در باورم نیست
اگر این آخر و این عاقبت بود
که جز افسوس هوایی در سرم نیست
.....
همه رفتن کسی با ما نموندش
کسی خط دل مارو نخوندش
همه رفتن ولی این دل مارو
همون که فکر نمی کردیم سوزوندش
.....
عجب بالا و پایین داره دنیا
عجب این روزگار دل سرده با ما
یه روز دور و برم صدتا رفیق بود
منو امروز ببین تنهای تنهام
......
خیال کردم که این گوشه کنارا
یکی داره هوای کار ما را
یکی غمدیده و دلسوز ما هست
نداره آرزو آزار ما را
......
عجب بالا و پایین داره دنیا
عجب این روزگار دل سرده با ما
یه روز دور و برم صدتا رفیق بود
منو امروز ببین تنهای تنهام
تنهای تنهاها...

صمیمی ترین دوست منم تا چند روز دیگه میره و من تنهاترین تنهاها میشم.
باز هم یک کم تنهایی
/(^)(^)%20یـــــــــــار%20دل(^)(^)_files/48z5wg6.jpg)
همه مي گويند ماه زيباست![]()
اما نديدم كه كسي بگويد آري او تنهاست![]()
تنهايي من همانند تنهايي ماه![]()
گم شدم در لابه لاي غم ها در شب سياه![]()
دل من چون دل مهتاب پر خون![]()
اما در ظاهر براي دلخوشي گلگون![]()
عابران رهگذر شاد و خندان ![]()
نور مهتاب مستشان كرده صد چندان![]()
اي كاش كسي عبور مي كرد از دل من![]()
تا كه شايد بشود همدم من
اي دل خونين ، مباش بي تاب
دلش مانند توست اين مهتاب![]()
چشم اميد به فرداي دگر مي دوزم
در غم تاريك دلم در تب عشق مي سوزم![]()
به روي برگ زندگي دو خط زرد مي كشم ![]()
و چشم عاشق تو را كه گريه كرد مي كشم
تو رفتي و بدون تو كسي نگفت با خودش![]()
كه من بدون چشم تو چقدر درد مي كشم![]()
/(^)(^)%20یـــــــــــار%20دل(^)(^)_files/000.jpg)
چشم به راهم...
آتشكده چشم من افسوس بخفت
با هزاران راز مشوش كه در اعماق سياهش بنهفت
آرام به قطره اشكي خنديد،آنگاه كه كودكش به گونه مي سپرد.
مژه هايم همه چسبنده اشك،
گونه هايم بستر خشك سرشك
باز هم سايه غم مهمان ديده ام مي گشت.
نگاهم مانده در تنگ دو چشمم دلگير
سز به ديوار سيه مي سايد
برق چشم شرمگين از روي من، اين منم كز برق چشم خجلتم مي بايد.
با نوايي از نبودت مست
از خودم مي پرسم بر اين شب يخ زده پاياني هست؟
شايد....

آتش عشق
/Welcom%20to%20samim%20M_%20golzar%2018_files/Animation941.gif)
در آن شب که این دل به آتش نشست/به%20سوگ%20عشق%20توصد%20رود%20ازچشمم%20روان%20بود_files/pflow1380bs.gif)
تو بودی که در دل من آتش زدی/به%20سوگ%20عشق%20توصد%20رود%20ازچشمم%20روان%20بود_files/pflow1380bs.gif)
غم و غصه اندر نگاهم نشست/به%20سوگ%20عشق%20توصد%20رود%20ازچشمم%20روان%20بود_files/pflow1380bs.gif)
تو غم را به چشمان من داده ای/به%20سوگ%20عشق%20توصد%20رود%20ازچشمم%20روان%20بود_files/pflow1380bs.gif)
غم تو با دل ها چه ها که نکرد/به%20سوگ%20عشق%20توصد%20رود%20ازچشمم%20روان%20بود_files/pflow1380bs.gif)
به عشقش می ارزید٬دلت بد نکرد/به%20سوگ%20عشق%20توصد%20رود%20ازچشمم%20روان%20بود_files/pflow1380bs.gif)
دلت با دلم آشنایی نکرد/به%20سوگ%20عشق%20توصد%20رود%20ازچشمم%20روان%20بود_files/pflow1380bs.gif)
ولی هرچه کرد با دل من تباهی نکرد/به%20سوگ%20عشق%20توصد%20رود%20ازچشمم%20روان%20بود_files/pflow1380bs.gif)
تو دل مهربان داری ای خوب من/به%20سوگ%20عشق%20توصد%20رود%20ازچشمم%20روان%20بود_files/pflow1380bs.gif)
نگاهی پر از عشق داری در چشم من/به%20سوگ%20عشق%20توصد%20رود%20ازچشمم%20روان%20بود_files/pflow1380bs.gif)
نگیرد تو را از من آن عشق سبز /به%20سوگ%20عشق%20توصد%20رود%20ازچشمم%20روان%20بود_files/pflow1380bs.gif)
که تا زنده ام عشق تو مانده در جان من/به%20سوگ%20عشق%20توصد%20رود%20ازچشمم%20روان%20بود_files/pflow1380bs.gif)
چرا سيماي زيبا آفريدي ؟
/روزنه%20ای%20رو%20به%20عشق_files/2qm107d.jpg)